السيد محمد حسين الطهراني

16

معاد شناسى (فارسى)

برسيم ، بلكه در باطن خودمان اين سير و دگرگونى براى ما حاصل مىشود . هر كس از افراد بشر ، سياه ، سفيد ، مؤمن ، كافر ، منافق ، اين سير را دارد ؛ و در ملكات خود سير مىكند ؛ و براى جبران نقاط ضعفى كه در نفسش موجود است و در خود مىيابد اين حركات خارجى را انجام مىدهد . و اين سفر را به پايان مى رساند ؛ به گمان اينكه آنها مى توانند گم‌شدهء خود را به دست آورند ؛ و نقاط ضعف خود را ترميم كنند . و نيز شكّى نيست در اينكه افراد بشر در عين آنكه همه داراى غرائزى هستند ؛ ولى آن غرائز و ملكات در آنها متفاوت است ؛ بعضىها از هنگام خلقت شجاعند و بعضىها جبان و ترسو ، و بعضىها متوسّط الحالند ، آن هم به درجات و مراتب مختلف : بعضىها از زمان كودكى حَيىّ هستند يعنى با حيا ؛ و بعضىها خيلى بارز و ظاهر و شكفته ؛ و همچنين در ساير صفات مثل بخل و حسد و كينه و حسّ انتقام و صفات حسنه افراد متفاوتند . ولى هر كدام از اينها روى ملكات و غرائز خودشان سير مىكنند ؛ و بايد آن ملكات را به حال اعتدال در آورند . هر كس بايد خودش را در آن موقعيّت و ظرفيّتى كه هست تكميل كند ؛ و خود را يك انسان متوسّط و معتدلى قرار دهد كه آن اخلاق و ملكاتش جنبه افراط و تفريط نداشته باشد ؛ و انسان پسنديده اى باشد . بنابراين هر كس از طريق نفس خودش يك راه خاصّى بسوى پروردگار دارد ؛ و لذا بزرگان از اهل حكمت فرموده‌اند : الطُّرُقُ إلَى اللهِ بِعَدَدِ أنْفاسِ الْخَلائِق . « راه‌هائى كه بسوى خدا موجود است به